بیاناتعرفان اسلامی

شکر و کفر

استاد رمضانی

 

 

 

 

 

 

 

 

شکر را خیلی دستِ کم میگیریم؛ و معمولا هم مبتلای به کفر میشویم

از این لحظات و فرصت هایی که در اختیارمان قرار می‌گیرد، آنطوری که باید بهره بگیریم و استفاده کنیم، انصافا نیست؛ امکانات را هدر می‌دهیم، وقت را…جوانی را…

آن فرمایش متین و زیبای حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله  خطاب به ابوذر:

 

یا أباذر، إغتنم خمساً قبل خمس، وحیاتک قبل موتک

همین حیات، زندگی… این نفسی می آید، می رود… و شما زنده هستید!.. این قبل از اینکه مرگ فرا برسد و فرصت از من و شما گرفته بشود، باید مغتنم شمرد؛ امروز هست؛ معلوم نیست فردایی باشد یا نه… این ساعت هست، معلوم نیست ساعت دیگر در کار باشد یا نه… کی تضمین کرده است؟!

اما همینطور داریم تصریف… تصریف… این کفران نعمت است…

کفران نعمت زندگی است…

و بعد میفرماید: شبابک قبل هرمک

از این زندگی، بخش را که مهمتر از همه است مورد توجه قرار میدهد

به طور کلی، نعمت حیات، نعمت زندگی، و بعد یک قسمت را مورد توجه قرار می‌دهد که بسیار مهم است، که جوانی… است

 

انسان که جوان است، از نعمت جوتنی برخوردار است؛ نشاط دارد، شور دارد…

این کجا و موقعی که دیگر سرازیراز  ۴۰ سال به طرف ۵۰ سال و به ۶۰ و ۷۰، این کجا؟!!

نه حوصله فکر کردن دارد، نه حوصله مطالعه، نه حوصله نوشتن… علارغم همه تخصص هایش و تجربه هایش، حوصله نمی‌کند؛ حال ندارد؛ بی حال است…

 

در روایات هست که هر شب فرشته ای ندا میکند؛ که

 «یا أبناء العشرین جدوا و اجتهدوا»

 

ای بیست ساله ها!  کوشش کنید… الان وقتش است… 

گذشت!…

 

  «و یا ابناء الثلاثین لا تغرنکم الحیاة الدنیا» 

 

ای ۳۰ ساله ها زندگی دنیا شما را مغرور نکند!

ای چهل ساله ها، صدای مرگ به گوش می آید!

آواز زنگ  کاروان به گوش می رسد… حواستون هست…

ای پنجاه ساله ها وقتش است! فرصت از دست می رود

و ای شصت ساله ها بدانید که شما مثلتان، مَثَل آن زرعی است که دیگه وقت دروش است؛ باید منتظر باشید که داس مرگ درو کند…

 

هرشب فرشته ای از آسمان ندا می‌دهد و انسان‌ها را مورد خطاب قرار می‌دهد…

هرلحظه… (چون زمین کروی است و چون هر لحظه در گوشه ای شب است و گوشه ای دیگر آغاز روز است)؛ آن به آن… فرشته در کار است؛ اما کو گوش شنوا؟!!

 

این یکی از نعمت‌های بزرگ است که مورد غفلت قرار میگیرد

 

 

و بعد میفرماید:

وصحّتک قبل سقمک

(کوچکتر و خوردتر می‌شود)

اول کل زندگی را برابر مرگ؛ بعد بخشی از حیات که جوانی هست و بعد سلامت؛

همین جوان سالم است و صحیح و سرپا و یک وقت نه؛ کسی که مریض و علیل و.. نه به کار دنیایش می‌تواند برسد و نه کار آخرتش…

 

و بعد میفرماید: وغناک قبل فقرک،

اگر ثروتمند هستی، چیزی دارد، خب قدرش را بدان!

لخرجی کردن معنا ندارد… این باید بماند و از شما پذیرایی کند، بهره بگیرید؛ تقسیم کن…

 

و بلاخره:

وفراغک قبل شغلک

همینقدر که آسوده ای… دل مشغول نیستی… هزار سودا نداری تو این سر… میتوانی حواست را جمع کنی… تمرکز کنی… این را قدر بدان

در مقایسه با آن که هزار سودا پیدا کنی  و نتوانی به کارهایت سامان ببخشی؛ این در حقیقت توصیه است به اینکه ما شکر کنیم

 

 

اینها توصیه است که ما شکر کنیم…

بهره گیری از نعمت حیات

بهره گیری از نعمت جوانی،

نعمت سلامتی، برخورداری…

و قدردانی از نعمت فراغت…

بیاید ببینید در جامعه چند نفر پیدا می‌شوند که قدر زندگی را می‌دانند؟ نعمت را قدر بدانند… قدر جوانی و نعمت و مکنت و مادیات که در اختیار آنها قرار گرفته بدانند؟ یا این لحظه ی فراغت؛ با لحظه به لحظه ی عمری که برآنها می‌گذرد…

انسان واقعا تامل کند، تفکر کند، یک مقداری خورد بشود،

یک مقداری ایمان داشته باشد،

از وجود  خودش باید شرم کند… شرمنده باشد و خجالت بکشد…

 

 

 

«یا أباذر، اِحفظ ما اُوصیکَ به تکن سعیداً فی الدّنیا والآخره. یا أباذر، نعمتان مغبون فیهما کثیر من النّاس الصحّه والفراغ یا أباذر، إغتنم خمساً قبل خمس، شبابک قبل هرمک، وصحّتک قبل سقمک، وغناک قبل فقرک، وفراغک قبل شغلک وحیاتک قبل موتک.»

صدق رسول الله صلی الله علیه و آله

 

 

اگر اینها را ندانیم به دام کفران می افتیم… و کفران شعبه ای از کفر است…

و انسان کافر، موفق است؟؟!!! سعید است؟!

خیر، بدبخت است؛ بیچاره است…

 

لذا اهمیت شکر خیلی  بیشتر است؛ صبر با ارزش است اما در مقایسه، شکر است که انسان را به کمال میرساند…

 

 

 

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا